Wednesday, 11 September 2013

توهمات سازمان مجاهدین پایانی ندارد .


آنچنان که می‌گویند کسی‌ که از اشتباهاتش درس نگیرد محکوم به تکرار گذشته است و سازمان مجاهدین نمونه عملی‌ این ضرب المثل است. آنچه که بیش از همه ،تأسف بر انگیز است این است که اشتباهاتِ یک سازمان سیاسی در شرایطی که حکومت جنایتکار و فاشیستی مذهبی‌ ,چون جمهوری اسلامی در قدرت است ،باعث آسیب‌های عمیق بر پیکر نیروهای مقاومت در ایران شده و میشود و بهترین نمونه این آسیبها ،روزهای پس از مرگ خمینی بود.

روزهایی که جمهوری اسلامی با نوشیدن جام زهر قطعنامه ۵۹۸ و اجماع جهانی بر علیه آن ،و حضور اکثریت نیروهای وفادار به حکومت در جبهه‌ها و در نهایت مرگ شخصیت کاریزماتیکِ رهبری انقلاب ،خمینی و تغییر و تحولات شدید و ناگهانی قیمت دلار, فرصت بسیار خوبی‌ برای رهایی از دست این حکومت قرون وسطی‌ای در اختیار مردم قرار داده بود ,که متأسفانه به دلیل سیاست‌های سازمان مجاهدین به ثمر نرسید و حکومت همچنان قادر به ادامه حیات خود شد .

در واقع ،سازمان مجاهدین با اعلام مبارزه مسلحانه خود در سال ۶۰ و باز نهادن دست حکومت در سرکوب و کشتار مخالفین باعث شده بود که نیروهای موثر و انقلابی آن دوران یا به دست رژیم کشته و زندانی شده و یا مجبور به ترک کشور شده باشند و هنمچنین عملیات کودکانه و غیر قابل تصورِ فروغ جاویدان، یا به قول جمهوری اسلامی، مرصاد هم بهانه خوبی‌ به حکومت برای تشدید سرکوبها و نابود کردن هر آنچه از مقاومت باقی‌ مانده بود داد .

مصاحبه اقای علیرضا جعفر زاده با صدای آمریکا در برنامه افق ،هر چند حاوی نکات جدید نبود اما بار دیگر نشان داد که این سازمان, هنوز که هنوز است قادر به دیدن و نقد خود نیست و معلوم نیست که با این شیوه رفتاری تا چند وقت دیگر، نیروهای مخالف جمهوری اسلامی باز هم باید ،کم یا زیاد تاوان سیاستهای تخیلی این سازمان را در عرصه جنگ بر سر قدرت سیاسی داده و نیروهای خود سازمان هم تاوان اشتباهات سیاستگزاریهای سازمان را با از دست دادنِ جان خود، بپردازند.

نکته بسیار جالب و در عین حال غم انگیزی که از ابتدای مصاحبه به شدت آزار دهنده بود ،سو استفاده سیاسیِ بی‌ شرمانه‌ای بود که بدون تردید با موافقت سران مجاهدین و شورای ملی‌ مقاومت از این فرصت خونبار ،در حال شکل‌گیری بود که خوشبختانه با هوشیاری مجری توانای  برنامه افق بیحاصل ماند  .بدون تردید اگر اقای دهقانپور با ذکاوت همیشگی‌ خود ،موضوع اصلی‌ بحث را به بحث اصلی‌ که همانا این کشتارِ بیرحمانه بود باز بر نمیگرداند ،اقای جعفری با هماهنگی قبلی‌ بدون تردید و بدون توجه به این فاجعه صرفاً به تبلیغ سازمان مجاهدین می‌پرداخت .از این گذشته چهره و نحوه سخن گفتن اقای جعفرزاده کوچکترین نشانی از غم یا اندوه, برای از دست دادن این آدمها در خود نداشت.

آیا سازمان مجاهدین این افراد را صرفاً برای فروشِ متعلقات سازمان در کمپ اشرف در آنجا وانهاده بود ،یا اینکه با علم به خطر بزرگی‌ که اینها را تهدید میکرد و برای استفاده از فرصت‌
هایی که معمولاً اینگونه جنایات در اختیار بازماندگانِ قربانیان میگذره ،عامدانه و از روی قصد ،آنها را در اشرف ،طعمه جمهوری اسلامی کرد؟ آیا به راستی‌ فهم این خطر با توجه به کشتار‌هایی‌ که در طی‌ ۲ سال گذشته و به بهانه ‌های گوناگون از این گروه در اشرف شده بود خیلی‌ مشکل بود؟ باور این همه سادگی‌ از سوی‌‌ سازمانی که سال‌هاست به درستی از بی‌توجهی جمهوری اسلامی نسبت به قرار داد‌ها و قوانین بین المللی ،خبر .میدهد ،برای من بسیار مشکل است .

موضوع دیگری که در این مصاحبه ،تکراری و جالب بود ،تکرار ادعای همیشه گی‌‌ این سازمان بود که اولا ،جمهوری اسلامی از هیچ گروهی به اندازه سازمان مجاهدین نمیترسد و دوما اینکه سازمان مجاهدین بزرگترین خطر برای جمهوری اسلامی است و دلیل این ادعا هم به زعم رهبران این سازمان آنچنان که از سوی‌‌ اقای جعفری گفته شد واکنش خشونت بار جمهوری اسلامی بر علیه سازمان و کشتارِ نیروهای آن است .

اما آیا واقعا این استدلال درست است ؟آیا صرفاً برخورد بیشتر خشونت آمیز جمهوری اسلامی نسبت به این گروه به دلیل خطر بزرگ این گروه برای تداوم حیات جمهوری اسلامی است ؟ مگر جمهوری اسلامی از خشونت در برابر سایر مبارزین استفاده نمیکند ؟ مگر جمهوری اسلامی سایر مخالفین را به قتل نمیرساند؟مگر از اهرم ترور برای قتل دیگر مخالفین استفاده نمیکند؟

اینکه جمهوری اسلامی از خشونت بر علیه مخالفین خود از هر گروه و حزبی به عنوان ابزار سرکوب استفاده می‌کند به دلیل ماهیت این نظام سرکوب گر است ،و اگر شیوه سرکوب و کشتار را به صورت علنی در مقابله با این سازمان ،انتخاب کرده است ،باز هم به سیاستهای خشونت طلبانه این سازمان بر میگردد که طی‌ این سالها بهانه لازم را برای کشتار در اختیار جمهوری اسلامی قرار داده است .اگر چه هر گونهٔ حمایتی از این کشتار مایه شرم انسانیت است اما با نگاهی‌ به کامنتها و بحث هایی‌ که بعد از این کشتار ،در 
سایتهای اجتماعی صورت گرفت ،نشان میداد که حتا بخشی از نیروهای اپوزیسیون ،همدلی لازم را با مجاهدین ندارند.در واقع اینکه جمهوری اسلامی در ارتباط با سازمان مجاهدین ،بیشتر از سلاح خشونت و کشتار استفاده می‌کند نه به دلیل خطر ناک بودنِ بیش از حد این سازمان بلکه نتیجه طبیعی سیاست‌های سازمان و ماهیت جمهوری اسلامی است.


خطر ناک‌ترین نیروهای اپوزیسیون که حیات نظام اسلامی را تهدید میکنند ،گروه‌ها و سازمان‌های مدرن و عاقلی هستند که درس زمانه را آموخته و با تعقل و هوشیاری سیاسی آرام و وزین در حال خشکاندن ریشه درخت چند صد ساله 
ارتجاع،استبداد و نادانی در این کشور هستند نه چند تفنگچی باقی‌ مانده در توهمات جنگهای چریکی.


نکته آخری که در این مصاحبه جلب توجه میکرد اعلام برنامه سیاسی مجاهدین در تلاش برای ایجاد یک اجماع جهانی‌ از کشورهای غربی بر علیه نظام اسلامی بود .در واقع در اینجا باز هم مشکل واقعی‌ نحوه تفکر قدیمی‌ و
ماقبل تاریخی سازمان مجاهدین است که هنوز فکر میکند مبارزه خشونت آمیز و مسلحانه ،بهترین و شدید‌ترین نوع مبارزه است ،در حالی‌ که در جهان امروز این‌طور نیست و مبارزات خشونت آمیز نه تنها قابل قبول نیست بلکه اصلا نتیجه بخش هم نیست .


به سوریه و دیگر کشور‌های عربی نگاه کنید ،کسانی که راه مبارزه خشونت آمیزرا انتخاب کردند به جز با کمک خارجی‌ موفق نشدند، دلیل اینکه مجاهدین بیش از هر چیزی به دنبال جبهه‌ متحد غربی به عنوان متحد می‌گردد ،این است که خود به خوبی‌می‌دانند موفقیت  سیاست  خشونت آمیز در جهان کنونی , با توجه به بی‌ اعتنایی رژیمهایی چون نظام اسلامی به قوانین انسانی‌ و بین المللی بدون  کمک خارجی‌ ممکن نیست 

.شاید سازمان مجاهدین بدترین دشمن جمهوری اسلامی باشد اما بدون تردید خطر ناک‌ترین دشمن آن نیست.

2 comments:

  1. یکی‌ از خوانندگان این مطلب در بالاترین سوالی به این مضمون کرده اند که کدام یک از جریانات سیاسی موجود را خطر ناک‌ترین جریان بر علیه موجودیت جمهوری اسلامی میدانم ؟دوست عزیز پاسخ شما در خود متن هست .اما اگر توضیح بیشتری لازم است که حتما هست ولی‌ منظور از نوشتن این مقاله نبوده است این است که جمهوری اسلامی یک حکومت ایدئولوژیک مذهبی‌ است و همه حکومت‌های ایدئولوگیک چون در پی‌ تثبیت آرمان‌های خود هستند از حرکت با زمانه باز مانده به همین دلیل مرتجع میباشند و دشمن ارتجاع مدرنیته است همه آن گروه‌های سیاسی که از قیود ایدئولوژیک رها شده و با سیاست برخورد واقعی‌ دارند ،خطر ناک‌ترین دشمنان این حکومت هستند و این افراد ،گروه‌ها و سازمان‌ها در همه جریانات سیاسی هست ولی‌ به دلیل ساختار ایدئولوژیک مجاهدین درین سازمان وجود ندارد

    ReplyDelete
  2. با این تعریف هیچ کدام از گروه‌های ایدئولوگیک دشمن خطر ناک جمهوری اسلامی نیستند ،چرا که نبرد امروز ایران بر سر بیرون راندن ایدئولوگیی هاست ،این نبرد ،مظاهر گوناگونی دارد و بنا به خصوصیت جوامع مدرن که هویت شخصی‌ محترم و با ارزشترین چیزی است که انسان دارد ،نقش فرد و مبارزات فردی به هر شیوه‌ای برای احقاق متالبتات یک شهروند در جامع مدرن از ارزش بسیار زیادی برخوردار است ،مایلم اضافه کنم که با این تعریف میزان اثر گذاری مجاهدین با اصلاح طلبان در تغییر رژیم برابر است

    ReplyDelete